کتاب خداحافظ گاری کوپر اثر رومن گاری
اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آدرس کوتاه شده‌ی صفحه:

کتاب خداحافظ گاری کوپر اثر رومن گاری

ناموجود
ویژگی‌ها

نوع جلد : شومیز
امتیاز ها :
افزودن به علاقه مندی
 ضمانت اصل بودن کالا ضمانت اصل بودن کالا
پشتیبانی 24 ساعته پشتیبانی 24 ساعته

داستان لنی و افکار و دوستانش

هر کس ممکن است وقتی از جامعه خود خسته شود دست به کاری بزند که بتواند دوباره به آرامش دست پیدا کند. لنی، اسکی در قله ی کوه‌های سویس را به اعزام به خدمت و جنگ در مقابل ویتنامی ها ترجیح می‌دهد. او دوست دارد خود را در قید هیچ بندی نبیند و در مقابل هر چیز که آزادی فردی او را محدود کند، می‌ایستد. «اما برای لنی یک ایدئولوژی خاص هم  وجود دارد که خودش آن را آزادی از قید تعلق می نامد. او از هرگونه  وابستگی بیزار است. ازدواج و تشکیل خانواده برایش مانند کابوسی است که تصور آن هم هولناک است. حتی می‌توان گفت که وابستگی به موطنش، آمریکا، را نیز کم و بیش قطع کرده است.»

ادیوس گری کوپر!

رمان روایتگر یکی از حساس‌ترین دوره‌های سیاسی اجتماعی جامعه امریکا، یعنی دهه‌ی شصت میلادی است. دهه‌ای که آمریکا درگیر جنگ ویتنام بو. در این دوره موجی از مخالفت‌های اجتماعی در داخل آمریکا شکل گرفت که بیشتر توسط جوانان و روشنفکران نمود پیدا می‌کرد. بازتاب این جریانات را در این رمان نیز مشاهده می‌کنیم. در نقدی بر کتاب آمده است: «در بخش اول کتاب که از زبان یکی از ساکنان خانه باگ روایت می‌شود که البته هویت او نامشخص است، شرح اتفاقات گوناگونی که برای ساکنان خانه باگ روی می‌دهد، آورده شده است. در این بخش به غیر از لنی، با شخصیت‌های دیگری هم آشنا می‌شویم که هر یک دارای شخصیت‌هایی منحصر به فردند. باگ مورن، پسر روشنفکر یک ثروتمند آمریکایی است که به دلیل ابتلا به تنگی نفس و دست یافتن به هوای پاک (که آن را در معنای دوری از اجتماع هم به کار می برد)، به ارتفاعات آلپ نقل مکان کرده است. در باب سیاست، هنر، فلسفه ...جملات نغز بسیاری از زبان باگ روایت می‌شود که بیانگر دیدگاه روشنفکران نسبت به رویدادهای اواسط قرن بیستم و بخصوص سال‌های پر آشوب دهه 60 میلادی است. از نظر او، مردم  عموما آمریکایی‌ها را دوست ندارند، به غیر از لنی که در چهره‌اش سوای جذابیت‌های ظاهری، معصومیت کودکانه غریبی وجود دارد که بخصوص در زن ها، حس مادرانه برمی‌انگیزد.»

رمانی با جملات قصار فراوان

یک روز انتخاب خواهی کرد. هنوز وقتش نرسیده است. آدم در بیست سالگی انتخاب نمی‌کند، چون در بیست سالگی فکرها تازه اند و قهار. در بیست سالگی آدم حقایقی می‌بیند و متوجه نیست که آنچه دیده است حقیقت نیست، فقط زیبایی است. لنی اول با این جوان که یک کلمه هم انگلیسی نمی‌دانست رفیق شده بود. به همین دلیل روابط‌شان با هم بسیار خوب بود. اما سه ماه نگذشته بود که عزی شروع کرد مثل بلبل انگلیسی حرف زذن و فاتحه ی دوستی‌شان خوانده شد. فوراً دیوار زبان میان‌شان بالا رفته بود.دیوار زبان وقتی کشیده می‌شود که دو نفر به یک زبان حرف می‌زنند؛ آن وقت دیگر مطلقاً نمی‌توانند حرف هم را بفهمند. میلیون ها و میلیارد ها آدم توی این دنیا هست که همشون می تونن بی تو زندگی کنن. اما آخه چرا من نمی تونم؟! این درد رو کجا ببرم؟! من نمی تونم بی تو زندگی کنم! کاری که هر کسی می تونه بکنه، کاری که از یه بچۀ پنج ساله بر می آد از من بر نمی‌آد. دنیا را باید عوض کرد. باید همه باهم متحد بشن تا دنیارو عوض کنن. ولی آخه اگه همه می تونستن باهم متحد بشن دیگه برای چی دنیارو عوض کنن؟

زندگی آقای نویسنده

زندگی شخصی رومن گاری به خاطر فرازونشیب ها و حاشیه های پررنگ تر از متنش همیشه برای بسیاری از خوانندگان کتاب هایش جذاب بوده است. دریافت دو جایزه ی گنکور(جایزه ای که بر هر نفر تنها یک بار تعلق می گیرد) با دو اسم مستعار، ازدواج با زنی هنرپیشه و خودکشی او، از مسادل پر بحث گیرامون زندگی شخصی او است. «رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسف در ۸ مه ۱۹۱۴ میلادی در شهر ویلنا در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. فرانسه به تحصیل حقوق پرداخت، ابتدا در «اکس-ان-پروونس» و سپس در پاریس. در ضمن او در «سالون-دو-پروونس» و در پایگاه هوایی آوورد در نزدیکی بورگس، خلبانی در نیروی هوایی فرانسه را آموخت. پس از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم، او به انگلستان گریخت و تحت رهبری شارل دوگل به «نیروهای آزاد فرانسه» پیوست و در اروپا و آفریقای شمالی جنگید. طی این سال‌ها وی دو بار ازدواج کرد. نخستین همسرش نویسنده‌ای انگلیسی به نام لزلی بلانش بود. در سال ۱۹۶۳ از وی جدا شد و با هنرپیشه‌ای به نام جین سیبرگ ازدواج کرد و مدت ۷ سال با او زندگی کرد. رومن گری در ۲ دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلوله‌ایی به زندگی خود خاتمه داد. وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشته‌است «... دلیل این کار مرا باید در زندگینامه‌ام (شب آرام خواهد بود) بیابید. در این کتاب او گفته‌است: «به خاطر همسرم نبود.دیگر کاری نداشتم.» و همچنین نوشته است: واقعاً به من خوش گذشت، متشکرم و خداحافظ!

بخشها :
نویسنده رومن گاری
مترجم سروش حبیبی
شابک 9789644481420
ناشر انتشارات نیلوفر
موضوع رمان خارجی
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
تعداد صفحه 288
تعداد جلد 1
وزن 329 گرم
ارسال بازخورد
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد
(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)